خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )

872

نهج البلاغة ( فارسى )

21 - از نامه‌هاى آن حضرت عليه السلام است نيز به زياد ابن ابيه ( كه در آن او را به اقتصاد و ميانه روى و تواضع و فروتنى امر مى فرمايد ) : 1 پس ( در صرف مال ) زياده روى مكن ميانه رو باش ( بيشتر و كمتر از آنچه نيازمندى صرف مكن ) در امروز به ياد فردا باش ، و باندازهء نيازمندى خود از دارائى پس انداز نما ، و زيادهء ( بر آن ) را به جهت روز نيازمنديت ( آخرتت ) پيش فرست ( در راه خدا به درويشان و مستمندان ببخش ) . 2 آيا اميدوارى كه خدا پاداش فروتنان ( كه به دنيا و كالاى آن دل نبسته و بدستور او رفتار ميكنند ) را به تو بدهد و حال آنكه تو نزد او از گردنكشان ( كه دل به دنيا بسته و خلاف دستور او را انجام مى دهند ) هستى و آيا آزمندى كه پاداش صدقه دهندگان ( كه از بينوايان دست مى گيرند بدون بزرگى و خود نمائى ) را براى تو واجب و لازم گرداند در حالى كه تو در عيش و خوشگذرانى غلطيده ناتوان و بيچاره و بيوه زن و درويش را از آن بهره نمى دهى 3 و جز اين نيست كه مرد پاداش داده مىشود به كار پيش كرده ، و وارد مى گردد بر آنچه پيش فرستاده است ، و درود بر آنكه شايستهء درود است ( ابن ابى الحديد در اينجا مى نويسد : خدا خير و نيكوئى را از زياد دور گرداند ، زيرا نعمت و نيكوئى و تعليم و تربيت علىّ عليه السّلام را نسبت به خود تلافى كرد به چيزى كه حاجت ببيان آن نيست از قبيل كردارهاى زشت در بارهء پيروان و دوستان آن حضرت و زياده روى در ناسزا گفتن و تقبيح كردار آن بزرگوار ، و كوشش در اين امور به آنچه را كه معاويه به كمى از آن راضى بود ، و اين براى بدست آوردن رضاء و خوشنودى معاويه نبود ، بلكه اين كارها را طبعا انجام مى داد ، و در ظاهر و باطن با آن حضرت دشمنى مى نمود ، و خدا نمى خواست مگر آنكه به مادرش باز گشته معلوم نبودن پدرش را هويدا نمايد ، و از هر ظرفى آنچه در آنست تراوش مىكند ، و پس از او فرزندش « عبيد اللّه كه براى كشتن حضرت ابا عبد اللّه الحسين عليه السّلام از كوفه لشگر به كربلا فرستاد » آمده بد كرداريهاى پدر را با تمام رسانيد ، و بازگشت كارها بسوى خدا است يعنى ايشان را به بدترين عذاب و كيفر خواهد رسانيد ) .